عطرشعر
بی صدا از عشق باید داد زد×××××××چونکه هر دل محرم اسرار نیست
|
|
دخترک شال کلاه کجا دخترک روسری سپید ازبسکه پشت تو دیوانه ای دوید ▼ تا اینکه بگوید نرو بگیر این هم شماره من ،آن سر برید ********************** از اتفاق نبود هر قدم زدی در هر مغازه که رفتی پسر رسید▼ در بوتک زنانه پسر مشتری نبود تنها برای دیدن تو چیزکی خرید ********************** بیچاره هر تلاشی زاستغاثه کرد باآن نگاه تو قلبش چنان تپید ▼ از ترس اینکه بگویی برو پسر بیچاره هزار لب به لب گزید ********************** اصلا نیاز نبود به او زنگ هم زنی زیرا شبش که پسر بود با اسید ▼ چند جرعه مزه کرد وبعد هم اجل مستانه روده او با خنجرش درید ********************** آن شب که پسر مرد بس عجیب آن رنگ روسری ات را به تن کشید اما ولی چه حیف عینکش نبود با ان نگاه منتظرت چشمکت ندید |
|