تبليغاتX
عطرشعر

بی صدا از عشق باید داد زد×××××××چونکه هر دل محرم اسرار نیست






سرافراز 

ندارم چشم من، تاب نگاه صحنه سازيها

من يكرنگ بيزارم، از اين نيرنگ بازيها

زرنگي، نارفيقا! نيست اين، چون باز شد دستت

رفيقان را زپا افكندن و گردن فرازيها

تو چون كركس، به مشتي استخوان دلبستگي داري

بنازم همت والاي باز و، بي نيازيها

به ميداني كه مي بندد پاي شهسواران را

تو طفل هرزه پو، بايد كني اينتركتازيها

تو ظاهرساز و من حقگو، ندارد غير از اين حاصل

من و از كس بريدنها، تو و ناكس نوازيها

در سال 1329 در شهري کويري به نام " داراب " ديده به جهان گشود. او فرزند ارشد خانواده بود و اميد و آرزوي يک پدر و مادر جوان. شروع زندگي شاعرانه اش  در سال اول دبيرستان در مدرسه امير کبير بود ، با کمکهاي استادي به نام " دانشمند " کسي که براي اولين بار او را به بهاي قلم و نوشته هايش آشنا کرد .  پس از مادرش  که -خود شاعر ، شعرش را از برکت دست و دامان او مي داند-  بزرگ آموزگار و دوستي ديگر بنام " عبدالرحيم معزي " در مقوله شعر شاعري در زندگي اردلان سرفراز کم تاثيرنبود. او به پيشنهاد پسرعموي مادرش ( حسين سرفرازي ، شاعروروزنامه نگار معروف آن زمان ) براي  گذران زندگي با راديو ايران و ارکستر جوانان کار خود را به عنوان ترانه سرا آغاز نمود و پس از يک سال به دلايلي موجه راديو ايران را ترک کرد .  در طول زندگي شاعرانه اش با آهنگسازان توانمندي همچون :  واروژان ،   فريد زلاند ، بابک افشار ، تورج شعبانخاني ، محمد حيدري ، منوچهر چشم آذر ، حسن شماعي زاده و بزرگواران ديگري همکاري داشت .
در سال 1362 متحمل درد دوري از وطن شد وبه آلمان رفت  . در همين سال پيشنهادهاي کتبي و شفاهي زيادي از امريکا به سمت او سرازير بود اما او نمي خواست ونمي توانست بگونه ترانه هاي رايج ، ترانه بسازد واعتماد مخاطبانش را، کساني که از آغاز تا به امروز با ترانه هاي او زندگي کرده اند-  در قماري حقير براي گذران زندگي وبه خاطر يک مشت دلار از دست بدهد . او ترجيح داد در يک شرکت قاب سازي به عنوان کارگر ساده کار کند ، با تني خسته و وجداني آسوده .
او در طول زندگي  در کشور هاي مختلفي همچون آلمان ، اتريش ، يونان ، ترکيه ، ايتاليا ، آمريکا و ... روزگار گذرانده است و شايد برخي از اين اشعار زاده اين سفرها باشد.
او با خوانندگاني همچون : ابراهيم حامدي ( ابي ) ، داريوش اقبالي ،  و گوگوش همکاريهاريهاي فراواني داشته است. از جمله خوانندگان ديگري که همکاريهاي انگشت شماري با اردلان سرفراز داشته اند مي توان از : فرهاد ، ستار ، مازيار ، معين ، هايده ، شکيلا و ... ياد کرد.
لازم به ذکر است که مدتي پيش دو کتاب شامل گزيده اي از ترانه هاي وي به نامهاي " از ريشه تا هميشه " و "سال صفر" چاپ و منتشر شد که بخش عمده اي از زندگي نامه فوق برگرفته از  اين دو کتاب است.
ابراهيم حامدي (ابي) در سالهاي آغازين کار خود با اردلان سرفراز آشنا شد و کار خود را با او شروع کرد . ابراهيم حامدي (ابي) با ترانه مشهور "شب" که سومين ترانه او مي باشد و از آثار اردلان سرفراز مي باشد به شهرت رسيد .

 

نوشته شده توسط محمد مهدی ریحانی(م.خیال) | لینک ثابت | موضوع: معرفی شاعران |

نادر نادر پور 

سال و محل تولّد:1308 ش-تهران
سال و محّل وفات:1379 تهران

زندگينامه: نادر نادرپور، به روز شانزدهم خردادماه 1308 هجري خورشيدي برابر با 6 جون 1929 ميلادي در تهران زاده شد. دوره هاي دبستان و دبيرستان را در همان شهر گذراند و براي تحصيل در رشته ادبيات فرانسه به دانشگاه سوربن در پاريس رفت. پس از گرفتن ليسانس به تهران بازگشت و در طول ساليان متمادي، نخست در بخش خصوصي و سپس به عنوان کارشناس پيماني در وزارت فرهنگ و هنر، به انتشار ماهنامه هاي " هنر و مردم " و " نقش و نگار " ادامه داد و مدتي مسئوليت سردبيري آنها را بر عهده داشت. سپس در سال 1343، براي تکميل مطالعات خود در زبان و ادبيات ايتاليايي به آن سرزمين رفت و در شهرهاي پروجا و رم به تحصيل پرداخت. پس از بازگشت به ايران، از سال 1351 تا 1357، سمت سرپرستي گروه ادب امروز را در راديو تلويزيون ملي ايران عهده دار بود و برنامه هايي درباره زندگي و آثار نوآوران ادب معاصر ساخت. در مرداد ماه ماه 1359 از تهران به پاريس رفت و تا ارديبهشت ماه 1365 در آن شهر اقامت داشت. در همانجا، به عضويت افتخاري اتحاديه نويسندگان فرانسه برگزيده شد و در مجامع و گردهمايي هاي گوناگون شرکت جست و سخن راند. در بهار سال 1365 به دعوت بنياد فرهنگ ايران در بوستون، عازم آمريکا شد و از آن پس، به سخنراني هاي متعدد در دانشگاه هاي هاروارد، جرج تاون، يو.سي.ال.اي، برکلي و اروين پرداخت و پاره اي از برنامه هاي ادبي و فرهنگي خود را،چه از طريق تدريس در کلاسها و چه از راه سخن گفتن در راديو و تلويزيون، آغاز کرد. نادر پور در بهار سال 1379 در آمريکا از دنيا رفت.

آثار: نادر پور، 9 مجموعه از اشعار خويش را به ترتيب زير انتشار داد: چشم ها و دست ها - 1333 دختر جام - 1334 شعر انگور - 1337 سرمه خورشيد - 1339 گياه و سنگ نه، آتش - 1357 از آسمان تا ريسمان - 1357 شام بازپسين - 1357 صبح دروغين - 1360 خون و خاکستر - 1367 هفت جلد از اين مجموعه ها با چاپ هاي متعدد در تهران و هشتمين آن، نخست در پاريس و سپس همراه جلد نهم توسط شرکت کتاب در لوس آنجلس منتشر شده است. علاوه بر اين مجموعه ها، دو جلد برگزيده اشعار نادر نادرپور نيز در تهران، بارها به طبع رسيده است. از اين اشعار، ترجمه هاي گوناگون به زبانهاي فرانسه، انگليسي، روسي، آلماني، و ايتاليايي انتشار يافته است. نادر پور، اشعار بسياري از شاعران بزرگ فرانسوي و ايتاليايي را به فارسي ترجمه کرد و مجموعه اي از آثار گروه اخير را زير عنوان " هفت چهره از شاعران معاصر ايتاليايي " به همراهي " بيژن اوشيدري " انتشار داد.

نوشته شده توسط محمد مهدی ریحانی(م.خیال) | لینک ثابت | موضوع: معرفی شاعران |